ارزشيابي چيست و چند نوع است؟

واژه ي ارزشيابي به معناي يافتن ارزش هاست. يافتن آن چه نه در زمان محدود ، بلكه در فرايند آموزش و تلاش براي يادگيري و آموختن حاصل مي شود. »

در فرايند ارزشيابي ، تنوع شيوه ي جمع آوري اطلاعات و معياري كه براي قضاوت انجام مي شود ، انواع مختلفي از ارزشيابي را توليد مي كند كه دامنه ي آن در يك طرف آزمون هاي استاندارد و پاياني است ، كه طي آن اطلاعات تحت شرايط يكسان و از پيش تعيين شده اي از دانش آموزان جمع آوري مي شود ، و از طرف ديگر آزمون هاي سازنده و رشد دهنده اي است كه در آن معلم به طور مستمر طي فعاليت هاي يكسان يا متفاوت اطلاعاتي از دانش آموزان جمع آوري مي كند.

تفاوت اصلي بين شيوه هاي مختلف ارزشيابي ، عمدتاً بين ارزشيابي بر اساس آزمون هاي پاياني و انواع ديگر آزمون هاست. در ارزشيابي پاياني ، اطلاعات معلم از دانش آموزان طي فعاليت هاي مشخص و يكسان و تحت شرايط كنترل شده جمع آوري مي شود و اين فعاليت ها عمدتاً به صورت كتبي ( مدادي _ كاغذي ) انجام  مي شود. اين اطلاعات مبناي قضاوت و ارزشيابي معلم از دانش آموزان قرار مي گيرد كه به صورت نمره يا رتبه گزارش مي شود تا در كارنامه دانش آموز ثبت شود. اين سنجش و ارزشيابي معمولاً در زمان هاي معين كه ممكن است پايان ماه ، نوبت يا ترم تحصيلي باشد ، انجام   مي شود و نتايج آن نقشي در برنامه ريزي درسي معلم ندارد ، زيرا معلم فرصت تصميم گيري در جهت اصلاح و بهبود برنامه ي تدريس خود را ندارد .

امّا اگر ارزشيابي به صورت مستمر انجام شود ، معلم بر اساس تفسير نتايج آن مي تواند در مورد قدم بعدي خود تصميم گيري كند و چون اين عمل به طور مستمر در كلاس درس جاري است ، او مي تواند هر زمان كه بخواهد مرحله ي بعدي تدريس خود را آگاهانه برنامه ريزي كند . به عبارت ديگر اين شيوه ي ارزشيابي به معلم امكان اصلاح و تعديل برنامه ي تدريس خود را مي دهد ؛بنابر اين هم براي معلم و هم براي   دانش آموز سازنده و رشد دهنده است .

ارزشيابي معتبر به همراه آموزش معتبر امكان پذير است

علماي فن آموزش و ارزشيابي معتقدند كه قبل از اين كه معلم در طراحي يك سيستم ارزشيابي معتبر بكوشد ، بايد شيوه ي آموزش خود را اصلاح كند . آنان معتقدند كه تنها زماني معلم  مي تواند به شيوه ي معتبر ارزشيابي رو كند كه شيوه ي آموزش او اعتبار داشته باشد . آنان براي چنين آموزشي ويژگي هاي زير را قايل اند :

1 – آموزش بايد با پژوهش همراه باشد : دانش آموز هنگامي كه عملاً تحقيق مي كند ، در ساخت مفاهيم سهيم مي شود. مثلاً دانش آموز در درس تاريخ با كار پژوهشي خود بر اساس منابع معتبر ، مي تواند خود عقايد جديدي كسب كند كه گاه ممكن است با عقايد و باورهاي جامعه متفاوت باشد.

2 – آموزش بايد سعي در تلفيق دانش داشته باشد : آموزش دانش هاي مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز باعث مي شود او نتواند از آموخته ها در زندگي روزمره ي خود كه كاربرد تلفيقي آموخته ها را مي طلبد ، استفاده كند ، درست همانطور كه آموختن كلمات يك جمله به دانش آموز او را در جمله سازي و كاربرد آن كلمات توانا نمي كند. در حالي كه اگر دانش آموز خود در توليد دانش (و نه يادآوري دانشي كه ديگران توليد  كرده اند ) سهيم باشد ، مي توان اميدوار بود كه آموخته ها را تلفيق كند و در زندگي به كار گيرد.

3 – ارزشيابي ارزشي بيش از موفقيت در جلسات امتحان داشته باشد: توانايي تدوين يك نامه ، ايراد يك سخنراني ، ساختن يك ابزار و توانايي برقراري ارتباط ، كار گروهي و انعطاف پذيري مواردي هستند كه در ارزشيابي دانش آموز، زماني كه دانش محور كار قرار مي گيرد ، فراموش مي شود . علماي آموزش معتقدند كه آموزش هاي رسمي بايد خارج از كلاس و در زندگي روز مره كاربرد داشته باشد. بنابراين دانش آموزان بايد مهارت هاي لازم براي زندگي كردن را در مدرسه فرابگيرند.

4 – زندگي گروهي فرد را اصل قرار دهد : نظام هاي ارزشيابي سنتي هر فرد را به تنهايي ارزيابي مي كند، در حالي كه در زندگي روزمره فرد اجازه دارد با ديگران مشورت كند ، تصميم گيري گروهي كند،ارتباط هاي مؤثر برقرار كند تا بتواند بهتر زندگي كند. توجه به كار گروهي ، بايد جاي خود را در برنامه آموزش و نيز ارزشيابي باز كندتا به آن ها اعتبار ببخشد.

امروزه در كشورهاي پيشرفته ي جهان ، هنگام انجام مصاحبه هاي استخدامي ، توانايي فرد در كارگروهي عامل بسيار مهمي در پذيرش فرد است ، زيرا اعتقاد بر اين است كه فردي كه داراي مدرك تخصصي لازم است ، با كارآموزي محدود مي تواند براي انجام كار آماده شود ، امّا ويژگي كار در گروه از كودكي در فرد شكل مي گيرد ، نهادينه كردن اين ويژگي در فردي كه چنين تواني را ندارد ، بسيار زمان بر، غير اقتصادي و در بسياري مواقع غير ممكن است.

5 – افراد را به يك فراگير مادام العمر تبديل كند : وظيفه ي هر نظام آموزشي اين است كه دانش آموزان را به آن ابزاري براي يادگيري مجهز كند كه براي زندگي فعلي آنان و نيز براي زندگي آنان در 30 -20سال بعد مفيد باشد.

در عصر انفجار اطلاعات ما نمي دانيم كه هر دانش آموز در زندگي آينده خود به چه اطلاعاتي نياز دارد ، ولي اگر بتوانيم شيوه ي دست يابي به اطلاعات و كاربرد مناسب آن را به دانش آموزان ياد بدهيم ، آنان ا به ابزاري مجهز كرده ايم كه مادام العمر به كارشان مي آيد. به عبارت ديگر ، آموزش بايد شيوه هاي يادگيري را به فراگير بياموزد تا خود در هر زمان كه بخواهد ، آن چه را نياز دارد بياموزد بدون آن كه نيازمند آموزگاري باشد .

                                                                                                                                                                          

                              « برگرفته از كتاب ارزشيابي در خدمت آموزش ؛ طاهره رستگار»